خرید بک لینک
این چند شب همش با خودم فکر کردم چطور میشه این روزا رو گذروند. هی تاریخ میخونم ببینم کجا چی شد وبعد چه اتفاقی افتاد... تو طول تاریخ یه چیزی مشترکه، درد و رنج مؤمنین همیشه بیشتر از بقیه بوده ولی آشفتگی

برچسب: نویسنده: سجاد عباسی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 0:26

چرا داغ اباعبدالله در سینه ی مومن هیچگاه خاموش نمیشود؟ خاصیت داغ است یا خاصیت قلب مؤمن؟حزن، صفتی عدمی نیست که اگر مثلا جایی فرح بود آن نباشد، خودش قائم به خود است. اما خاموشی میپذیرد اگر در حیطه ی ع

برچسب: نویسنده: سجاد عباسی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 0:26

لحظه ای که سوار قطار میشوی، سخت در آغوشت میگیرم، نگرانم برای روزهایی که قرار است نباشی، خودم را محکم میفشارم به تنت، بازوانم را میگیری و جدایم میکنی، میبوسی ام و میخندی:حالا یقه ی لباسم رنگ لب یار شده چه کنم؟! جانم را جمع میکنم، میخندم:باز برو شکر کن کفش پاشنه بلند پامه!

میخندی و میروی

و من گیر زنانگی ای شده ام که نمیگذارد تا میتوانم بدنبال رفتنت بدوم...

برچسب: نویسنده: سجاد عباسی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 0:26

پک میزنی به سیگار و دود میشوم با غم... یک نفر دارد تنی با صدای بلندمیخواند"بده از دست بده از دستبده از دست عقلتو تا که بشی مستبرو وسط برقص برقصبرو وسط برقص از هیچی نترسدس دس دس دسدس دس دس دسبرو وسط

برچسب: نویسنده: سجاد عباسی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 0:26

و نه آنچنان نزدیک

که دل آرام گیرد

و نه آنچنان دور

که رشته ی امید بگسلد

...

برچسب: نویسنده: سجاد عباسی تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 0:26

صفحه بندی